محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
28
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدان كه از جمله آداب و شرايط و اخلاق او ، اين پنج امر است : اوّل : آن كه بايد طلب نمايد و اختيار كند طبيبى را كه متّصف و متخلّق به اوصاف و اخلاق مذكوره - كلًّا أو بعضاً - باشد و اعتقاد بدان داشته باشد . و اگر چنين كسى در بلاد او يافت نشود كه عالم و عامل هر دو باشد ، ناچار اختيار نمايد طبيبى را كه عالم باشد ؛ گو در عمل قاصر و يا تارك بود ؛ زيرا كه بر عاملِ بىعلم چندان اعتمادى نيست . و « عالم ديده و دانسته » ، در همه وقت و حال و مرض ، ادويهء مضرّ و سَمّيهء بالفعل و يا بالقوّة و المآل و ادويهء مجهوله استعمال نخواهد نمود . و عند الضرورة و لا بد اگر به مرض خاصّ ، دواى سمّى را استعمال نمايد ، البتّه با مصلحات و بعض ترياقات آن « 1 » به مقدار لايق خواهد نمود و بالفرض اگر اندك ضررى نمايد ، تدارك آن را مىتواند نمود ؛ به خلاف « عامل جاهل » كه نه از مصلحات و نه ترياقات و نه مقادير شربات و نه مواضع استعمالات آنها مطّلع است ؛ بلكه نفع و فايدهء بالفعلِ عاجلِ بعضى را ديده و از ضرر و إهلاك بالقوّة آجل و بالمآلِ آن غافل [ است و ] در هر جا و هر مرض و هر شخص استعمال خواهد نمود و همچنين ساير ادويه مجهوله مسموعه و در كتب ديده . دوم : آن كه چون رجوع به طبيبى آورد ، بايد كه خود را بالتّمام به دو سپارد و بالكلّ دست از اراده و اختيار و خواهش خود بردارد و آن چه او گويد به عمل آورد و آنچه كند قبول نمايد و چون و چرا نگويد . سوم : آن كه بايد كه بداند و معتقد آن باشد كه بهتر از او طبيبى نيست و احياناً اگر مرض او در بين معالجه « 2 » اشتداد يابد و يا به طول انجامد ، منضجر و متردّد الخاطر نگردد كه رجوع به طبيب ديگر آورد . و همچنين خود را تختهء مشق اطبّاء و مجرّبين نسازد ؛ زيرا كه بعضى امراض است كه در ابتداء ، اعراض آنها ساكن مىباشد ؛ مانند حمَّيات صفراويه و دمويه و اورام ، كه در زمان تزايد و نوايب و بحرانات و هنگام نضج و تقرّح اشتداد مىيابند
--> ( 1 ) . الف : ( آن ) حذف شده . ( 2 ) . الف : ( معالجه ) حذف شده .